الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

476

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

هنگامى كه گفته مىشود « من با علما ارتباط دارم » يعنى با علماى موجود در عالم خارج ، نه هر شخصى كه در گذشته عالم بوده و عالمانى كه در آينده متولّد خواهند شد . يا مثلًا وقتى گفته مىشود « به هر دانشجويى يك كتاب درسى هديه بدهيد » منظور دانشجويانى است كه به هنگام اهداى هدايا وجود خارجى دارند . امّا قضاياى حقيقيّه اختصاص به آنچه فعلًا موجود است ، ندارد ؛ بلكه حكم تابع موضوع آن است ، چه اكنون موجود باشد ، و چه قبلًا وجود داشته و چه در آينده به وجود خواهد آمد . بلكه گاه اصلًا در زمان حاضر مصداق خارجى ندارد ، امّا حكم صحيح و درست است ، مثلًا قضيهء حقيقيّهء « النّار حارّة ؛ آتش گرم است » شامل آتش‌هاى گذشته و حال و آينده همه مىشود و اين مضمون صحيح و صادق است ، هر چند به هنگام گفتن آن هيچ آتش هم روشن نبوده باشد . شكّى نيست كه غالب احكام شرعيّه كه به صورت يك قضيّه مطرح شده ، اعمّ از اين كه در قالب قضيّهء خبريه باشد ، مانند « الْمُؤْمِنُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ » « 1 » يا در قالب قضيّهء انشائيّه باشد ، مانند « أَوْفُوا بِالْعُقُودِ » « 2 » و امثال آن ، تمام اينها به صورت قضاياى حقيقيّه است ، نه قضاياى خارجيّه . بنابراين ، مصاديق آن منحصر به آنچه در زمان صدور حكم ، در عصر ائمّهء اطهار عليهم السلام موجود بوده نمىشود ، بلكه شامل تمام مصاديقى كه براى آن يافت شود در طول زمان‌ها و مكان‌ها خواهد شد ؛ مگر نسبت به موارد خاصّى كه دليل معتبر براى استثناى آن اقامه گردد . اين مطلب ، مخصوصاً در مورد آيات قرآن صادق است ، به ويژه كه در برخى آيات تصريح به جهانى بودن آن شده و خطاب‌هاى آن را براى همه مردم جهان تا روز قيامت دانسته است . هر چند به صورت خطاب به پيامبر اسلام ، يا مردم آن عصر و زمان بوده باشد . بر اساس همين بحث معتقديم احكام مسافر شامل مسافرينى كه در عصر و زمان ما با وسائل نقليه سريع السير سفر مىكنند ، نيز مىگردد و اختصاص به زمان‌هاى گذشته ندارد . مگر اين كه دليل معتبرى بر مقيّد بودن آن به زمان خاصّى يافت شود . همان گونه كه احكام مخصوص آب حمام شامل حمام‌هاى موجود زمان ما نيز مىگردد ، هر چند حمام‌هاى عصر ما تفاوت‌هاى فراوانى با حمام‌هاى عصر معصومين عليهم السلام دارد ، همچنين است احكام مربوط به آب چاه ؛ اين احكام شامل آب چاه‌هاى عميق عصر و زمان ما كه در گذشته وجود نداشته نيز مىگردد . اين بحث در مسألهء « قيمى » و « مثلى » نسبت به فرآورده‌هاى فراوانى كه در اين زمان ساخته شده و قبلًا وجود نداشته نيز مىشود ، مثل انواع لباس‌ها ، غذاها ، وسيله‌هاى نقليه ، اسباب و اثاثيّهء منزل و مانند آن كه در گذشته « قيمى » محسوب مىشد و امروزه « مثلى » است و نمونه‌هاى فراوان ديگر .

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 30 ، ح 4 ، باب 19 از ابواب المهور . ( 2 ) . مائده ، آيهء 1 .